کد خبر: 21309
زمان انتشار: پنجشنبه 25 تير 1394 ساعت 14:38
بررسی «نقش شهرداری ها در اقتصاد مقاومتی» در گفت‌وگو با دکتر عادل پیغامی؛
تصمیماتی که پایه‌های عدالت را در شهر تضعیف می‌کند
تفکر، فکر، نخبه، اقتصاد
گلشن: شهرداری‌ها می‌توانند گاهی با سیاست‌هایشان و یک تغییر در مبلمان یا چینش خدمات شهری، دارایی‌های مردم را ارزش‌گذاری مجدد کنند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی گلشن، دکتر عادل پیغامی را می توان پرچم دار تبیین و گفتمان سازی اقتصاد مقاومتی دانست، معاون پژوهشی دانشگاه امام صادق(ع)  برای تحقق اقتصاد مقاومتی در کشور  به دنبال پیاده سازی آن در لایه های زیرین اقتصاد مثل خانواده و شهر است، برای همین موضوع اقتصاد مقاومتی در مدیریت شهری را در شهرهای مختلف کشور دنبال و به همراه شاگردانش در دانشگاه امام صادق(ع) ادبیات ویژه ای مانند شهر تاب آور را ترویج می‌کند. به گفته وی اقتصاد منطقه‌ای و فدرالیزم می‌تواند وحدت ملی را تخریب کند، اما تأکید بر اقتصاد شهری در واقع مقابله کردن با اقتصادهای ایالتی و منطقه‌ای است که باعث تقویت وحدت ملی می شود. برای پاسخ به این سوال که آیا اقتصاد مقاومتی مقوله ای علمی است یا خیر و چگونه می توان آن را در مدیریت شهری پیاده کرد، به گفتگو با این اقتصاد دان پرداختیم. در ادامه این گفت گو را بخوانید.

نگاه عمده به شهرداری‌ها به‌عنوان یک‌نهاد ارائه‌دهنده خدمات است، درحالی‌که اگر بخواهیم اقتصاد شهر را مقاوم کنیم بایستی ابتدا پرسید که تأثیر فعالیت‌های شهرداری‌ها به‌عنوان متولیان شهر بر اقتصاد مردم چیست؟

اقتصاد مردمی اولین پایه اقتصاد مقاومتی از نظر رهبر معظم انقلاب است و ذاتاً مهم‌ترین رکن اقتصاد شهری هم مردم شناخته می‌شود، این تطابق در تبیین اقتصاد مقاومتی و تلاقی‌اش با اقتصاد شهر خیلی مهم است. علاوه بر این شهرداری‌ها بازیگر و تنظیم‌کننده اصلی اقتصاد مقاومتی در شهرها هستند، برای همین شهرداری‌ها کاملاً با اقتصاد مردمی گره می‌خورند، تقریباً همه خدمات شهرداری‌ها با اقتصاد و کسب‌و کار و زندگی‌ مردم به‌طور مستقیم و غیرمستقیم مرتبط است.

از طرف دیگر موفقیت اقتصاد شهرداری‌ها در گروی مشارکت خوب مردم است، یعنی نوعی تأثیر و تأثر دوسویه بین اقتصاد مردمی و فعالیت شهرداری‌ها می‌بینیم، این پایه تئوریک بحث است اما اگر وارد مثال‌ها بشویم می‌توان نمونه‌های مفصلی را بیان کرد، مثلاً نوع نظارت شهرداری‌ها بر ساخت و ساز و حوزه مسکن یا خدمات شهری که ارائه می‌شود، اگر شهرداری نقشش را درست ایفا نکند، همه این‌ها می‌تواند اقتصاد مقاومتی را از مسیر خودش خارج و اقتصاد یک شهر را شکننده کند، علاوه بر این اگر اقتصاد و شهری شکننده باشد، اقتصاد شهرداری‌ها هم شکننده خواهد شد.

شما در یک شهر اقتصاد مسکن، صنعت، کشاورزی، خدمات و زندگی مردم را می‌بینید، بنابراین شهر مثال تمام‌عیار و کامل یک اقتصاد ملی و کامل منتهی در ابعاد کوچک است، علاوه بر این، شهرداری‌ها هم به‌ویژه در غرب، به حکومت‌های محلی معروف هستند و شناخته می‌شوند و بیشتر از فرمانداری‌ها و بخش‌داری که یک نوع حاکمیت سیاسی دارند، تأثیرگذار هستند. شهرداری‌ها‌ به‌نوعی حکومت‌های اقتصادی و اجتماعی محلی هستند، بنابراین گستره تأثیر فعالیت‌های شهرداری بر اقتصاد مردم بسیار وسیع و دوسویه است، حتی بخشی نظیر سلامت و بهداشت یک شهر هم از مردم و شهرداری جدا نیست، شهرداری می‌تواند با خدمات خوبی که می‌دهد، بخش سلامت، آموزش، صنعت و بازار را پررونق و تقویت کند یا اینکه شکننده کند.

پس این‌گونه باید سؤال کرد که تأثیر فعالیت شهرداری در چه چیزی نیست؟ شهرداری‌ها بر اشتغال مردم تأثیر گذارند، چه در ساختن بستر و زیرساخت کسب‌و کار یک شهر و چه در ارائه خدمات به بازار کار، همین‌که شهرداری فضایی را برای عرضه و تقاضای کار فراهم کند، کار بزرگی است، هیچ عرصه‌ای از اقتصاد را نمی‌شود نام برد که نقش فعالیت‌های شهرداری و مردمی را بتوان نادیده گرفت.

شهرداری در کارآفرینی بسترساز است، مثلاً برای پارک‌های علم و فناوری، شرکت‌های دانش‌بنیان، حداقل کارش دادن جا و مکان و دسترسی‌های ارتباطی است؛ علاوه بر این شهرداری‌ها خودشان به‌عنوان کسی که خدمات شهری به‌کل شهر عرضه می‌کند، یک مصرف‌کننده بزرگ هم هستند، ازاین‌جهت هم بازیگر بزرگی در اقتصاد شهر محسوب می‌شود.

در حوزه عوارض و مالیات‌های مستقیم و غیرمستقیم دقیقاً می‌تواند بر ساختارهای توزیعی اقتصاد تأثیر بگذارد، مثلاً‌ این‌که عوارض شهری نسبت به مناطق مختلف پله‌ای و براساس تفاوت در مناطق شهری بسته شود، به توزیع درآمد شهری کمک می‌کند؛ شهرداری‌ها می‌توانند گاهی با سیاست‌هایشان و یک تغییر در مبلمان یا چینش خدمات شهری، دارایی‌های مردم را ارزش‌گذاری مجدد کنند، مثلاً با احداث یک بیمارستان نزدیک خانه شما، قیمت دارایی‌های شما افزوده می‌شود یا یک بزرگراه که از یک منطقه می‌گذرد، قیمت زمین آن منطقه افزایش پیدا می‌کند، دقیقاً تصمیمات شهرداری‌ها بر ساختار درآمدی، دارایی و توزیع ثروت شهر تأثیر می‌گذارد و می‌تواند پایه عدالت را تضعیف یا تقویت کند.

امروزه در جهان ادبیات شهر مقاوم، رایج شده است که به همه ابعاد یک شهر می‌پردازد، آیا این موضوع قابل‌تعمیم به اقتصاد شهر در کشور ما هم هست؟

دنیا ادبیات شهر تاب آور، شهر پایدار، شهر ضد شکننده و سایر اصطلاحات را به کار می‌برد که ما معتقدیم همه این‌ها در کنار هم بخشی از پایه‌های علمی اقتصاد مقاومتی را شکل می‌دهد، اقتصاد مقاومتی، تاب‌آوری، پایداری، همبستگی اجتماعی، ضد شکنندگی و ثبات است ‏اما این‌که قابل‌تعمیم به اقتصاد شهر باشد، به لحاظ روش‌شناختی هیچ منافاتی و مخالفتی با تئوری‌های علمی ندارد، علاوه بر این دنیا خودش این ادبیات را به شهرها تعمیم داده یا در واقع خودبه‌خود تعمیم‌یافته است، ادبیات resilience به لایه‌‌های خانوار، فرد، سازمان، شهر و منطقه کاملاً تعمیم پیدا کرده و کاربردی شده است.

تاب آوری اقتصادی در حوزه شهری در چه حوزه‌هایی تعریف می شود؟

تئوری‌ها در این زمینه نظریات مختلفی دارند اما هرکدام به یک بخش می‌نگرند، مثلاً تئوری‌هایی که به vulnerable توجه دارد، بیشتر به اقتصاد فقر شهر و تئوری‌هایی که به Solidary توجه دارند، بیشتر به روابط اجتماعی و همبستگی‌های اجتماعی توجه می‌کنند یا تئوری‌هایی که به مقولات Stability و پایداری شهر توجه می‌کنند، به ابعاد زیست‌محیطی و اکولوژیکی اهمیت می‌دهند. بعضی از تئوری‌ها مثل پیپلز، مدل چند رشته‌ای محسوب می‌شود که هم به ساختارها و پویایی‌های جمعیتی، هم به ساختارهای ارزشی و اجتماعی و هم به زیرساخت‌های ارتباطات و اقتصاد توجه می‌کند، اینکه بین این مدل‌ها اولویت‌گذاری بخواهیم بکنیم، شاید کار درستی نباشد، شهر می‌تواند هم از لحاظ زیرساخت‌ها و هم از بعد جمعیتی آسیب‌پذیر باشد. با این‌حال آسیب‌پذیری یک شهر، چند مؤلفه دارد که یکی از آن‌ها، انسان است، شهر ساخته‌شده از انسان، محیط فیزیکی و محیط طبیعی، بین این سه قطعاً انسان مهم‌ترین است، پس آسیب‌پذیرترین نقطه شهر جایی است که انسان وجود دارد، چه ابعاد روانی، چه اجتماعی، چه اقتصادی، همان‌طور که می‌بینید سیاست‌های اقتصاد مقاومتی هم خودش چندوجهی است.

کدام‌یک از نقاط آسیب‌پذیر یک شهر، بخصوص برای شهرداری‌ها باید مورد توجه و اولویت بیشتر باشد؟

شهر به ما هو شهر ابعاد عمومی دارد، بخش‌های کلی که گفتم به شهرهای ایران هم قابلیت تعمیم دارد، با این‌حال شهرهای ایران هم همگن نیستند و خیلی از چیزها که برای یک شهر ضعف است، شاید برای شهر دیگر نقطه قوت باشد، مثلاً اگر قرار باشد شیراز در یک بازه زمانی کوتاه 2 میلیون زائر مثل مشهد داشته باشد، شاید یکی از عوامل شکنندگی‌اش باشد اما همین برای اقتصاد مشهد یکی از عوامل استحکام و مقاوم‌ کردن شهر مشهد است، البته به مدیریت شهری منعطف هم برمی‌گردد که چنین ظرفیتی را ایجاد کرده است. این‌که اقتصاد مشهد، به خاطر چنین حجمی از زائر نمی‌شکند، برای شهرهای بزرگ دنیا یک پدیده قابل تئوریزه کردن است یا حتی تهران که چند میلیون نفر صبح از کرج وارد و عصر از آن خارج می‌شوند، بنابراین شهرهای ایران همگن نیستند اما ویژگی‌های هر شهر را می‌توان لحاظ کرد، مثلاً زیرساخت‌های تبریز با شیراز قابل‌مقایسه نیست و بایستی جداگانه لحاظ کرد، به‌هر حال این مسئله، ‌کارهای علمی میدانی می‌خواهد که از بین مؤلفه‌های مختلف، وزن هرکدام را مشخص کنیم.

ظرفیت‌های مدیریت شهری برای پیاده‌سازی اقتصاد مقاومتی چیست؟

ظرفیت‌های متعارف را از بودجه‌ریزی تا برنامه‌ریزی کلان می‌توان دید، ابزارهای حکمرانی و مدیریت شهری همه‌شان ظرفیت پیاده‌سازی اقتصاد مقاومتی را دارند و نمی‌توانیم این ها را از هم جدایشان کنیم.

موضوع اقتصاد مقاومتی در یک سال اخیر موردتوجه و توافق مدیران کشوری و شهری قرارگرفته است و با آنکه امری عقلانی است، اما در مورد اجزای آن و شیوه‌های نظارتی تحقق آن، توافق نظر وجود ندارد، با این مسئله موافق هستید؟

بخشی از این‌که توافق نظر وجود ندارد، متأسفانه ناظر بر تعامل نخبگان جامعه خودمان است، همیشه این مثال را می‌زنم که وقتی در دنیا «تئوری پایداری» مطرح شد، این‌گونه نبود که پنج یا 10 سال بعد هم اساتید اروپایی و آمریکایی هرکدامشان یک تئوری برای پایداری بدهند، وقتی تئوری آمد و استادی نظری داد و در اسرع وقت به توافق رسیدند، بقیه هم قبول می‌کنند و سراغ اجرایی شدن آن می‌روند. در ایران شاهدیم در هر بحثی  توافق و اجماع نظر اتفاق نمی‌افتد و در جا می‌زند، بلایی که بر سر اقتصاد مقاومتی و سایر کلیدواژه‌های انقلاب اسلامی مثل دانشگاه اسلامی آمده، بر سر کدام تئوری غربی آمده است؟ ما هنوز در تعدد نظرهای مفهومی و اغتشاش مفاهیم گیر کرده‌ایم. چرا وقتی حکمرانی خوب در غرب مطرح می‌شود، هیچ‌کس بازی حکمرانی خوب را به هم نمی‌زند؟ در غرب فقط یک تئوری در این زمینه‌داریم، کسی هم اگر تعریف دیگر دارد با این اسم مطرح نمی‌کند، مثلاً به‌جای حکمرانی خوب می‌گوید حکمرانی شایسته. در ایران عده‌ای اقتصاد مقاومتی را تئوریزه کردند، رهبری هم سیاست‌هایش را ابلاغ کرد، هنوز  همه اجرایی نشدن آن را به دلیل عدم اجماع و توافق مفهومی در بین نخبگان توجیه می‌کنند، درحالی‌که توافق مفهومی هیچ‌وقت به سرانجام نخواهد رسید! نخبگان بایستی به سیاست‌های ابلاغی برگردند و به آنچه در ادبیات علمی دنیا بحث شده استناد کنند، اگر نوآوری جدیدی هم دارند، با اسمی جدید مطرح کنند، حرفتان درست است ولی مطالعات علمی و دغدغه‌های رهبری در این زمینه شفاف است.

مهدی پناهی

منبع: رصد

انتهای خبر/

نظر شما درباره‌ی این مطلب